فریادی ودیگر هیچ چرا که امید آنچنان توانا نیست که پابر سر يأس بتوان نهاد.

شاید موهام و فشن کنم برم دانشگاه ...

 

شاید تیشرت آستین کوتاه بپوشم ... 

 

شاید شلوار جین بپوشمو و با یه هد فون تو گوشم تو خیابونا راه برم ... 

 

شاید ظاهرمو خیلیا نپسندن ...
.
.
.
ولی چند روزه که لباس مشکیمو در آوردم ، اتو زدم منتظر روز اول محرم

 

هستم تا با عشق تنم کنم...

 

 

بــود در اوج آتــش ایـــن شعــارم

 

خدایا من حسین را دوست دارم





" مانی " سیاه پوش اما حسین (ع)..

 

 
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 18:50  توسط " مانی " | 
                              

 

تصمیم گرفتم آنقدر کمیاب شوم  تا دلی برایم تنگ

شود...

 اما افسوس فراموش شدم....

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 11:11  توسط " مانی " | 
 

 

آهــــــای شیطان . . .

 

مـَـــن تَـــمـــامِ گُـــنــــاهــــان دُنـیـــا را خــــواهَـــمــْـ کَـــردْ

 

بـــهـ شَــــرْطِ آنـــکـــه

 

تُـــو فَــقَــط یِـــکْــبــــار هَــــوَسـه دیـــدَنـــــهِ مَــــرا بــه سَـــرَش

 

بیــنـدازیـــی

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان 1393ساعت 18:28  توسط " مانی " | 

 

 

سلام عشقم، خوبی؟

 

مرسی از این که اومدی دیدنم 

 

عشقم قول بده زود به زود بیای دیدنم ، باشه؟

 

وایسا ببینم ، چرا چشات خیسه؟

 

داری گریه میکنی؟؟!!

 

نکنه دلت واسه من تنگ شده ؟

 

راستش منم دلم خیلی  واست تنگ شده ....

 

اگه واسه بی مرامیات ، اگه واسه واسه کم محلی هات ،

 

اگه واسه بد حرف زدنات  ، گریه میکنی...

 

گریه نکن...

 

من قبل مرگم بخشیدمت ...

 

اما هرچی زنگ زدم بهت بگم تو جواب ندادی

 

و آخر سرم گوشیت رو خاموش کردی ...

 

راستی سنگ قبرم قشنگه؟

 

دستت رو بکش روی سنگ قبرم تا آروم شم...

 

خیالت راحت ، من بخشیدمت...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم مهر 1393ساعت 15:23  توسط " مانی " | 

 

بترس از اون روزی که تو ناراحتش کنی و یکی دیگه بخواد آرومش کنه..

 

از اون روزی که تو تنهاش بزاری و دیگری برای رسیدن بهش دست و پا بزنه..

 

اون روزی که تو نسبت بهش بی تفاوت شی و دیگری براش بمیره..       

 

روزی که منتظر تو باشه و دیگری براش له له بزنه..

 

 

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مهر 1393ساعت 9:26  توسط " مانی " | 

 

شب رو تختت خوابیدی و هی غلت میخوری

 

بعد گوشیتو برمیداری و مینویسی «خوابم نمیبره»

 

سرد میشی

 

بغض میکنی

 

خرد میشی وقتی که میبینی هیچکسو نداری تا اینو براش بفرستی...

 


برچسب‌ها: پسر تنها, حسرت 68, حسرت, بغض, ایلام
+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 10:41  توسط " مانی " | 

 

 

به آینده بگویید نیاید

 

 

حال من آینده ای که در گذشته انتظار داشتم نیست ....

 

 

یک جای کار می لنگد !

 

 


برچسب‌ها: تنها, مانی, mani, alone, عشق
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 11:28  توسط " مانی " | 

بچه ها شده عصرا خوابتون میبره و از خواب بیدار میشین و کسی خونه نیس چه حسی داره؟

 

نمی دونی شبه...روزه ....صبح زوده..همه مردن تو زنده موندی...تو مردی و نمی دونی ..دنیا به آخر رسیده...

 

یعنی یه حس سردر گمی عجیبی هس واقعا...

 

گاهی وقتا کسی رو دوس داریم و اون به دلایلی ازمون فاصله میگیره (به دلیل مشکلاتش شخصی..)

 

بعد از مدتی نمیدونی چی شده...چی میشه...

دوستت داره؟....دوستت نداره؟...تلاش میکنه که دوستت نداشته باشه...جریانی در حال وقوع هس..

 

ازت ناراحته...کار بدی کردی...چیزی شده...چیزی میخواد بشه...منتظرش باشی...خودتو بزنی بی خیالی ( که بعدا شاید فکر کنه براش بی اهمیتی)...احوالشو بپرسی( که میترسی مزاحمش باشی..)

 

 

یعنی سر در گمی خیلی بدیه و ازون بدتر اینکه ازش سوال کنی و اونم جواب واضحی نده که باعث میشه دامنه خیالات و سردرگمیت چند برابر شه...

 

 


برچسب‌ها: سردر گم, تنها, عاشقانه, غمگین, دلتنگی
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 19:50  توسط " مانی " | 
 

از دستش عصبانی هستی...

هر چی باهات حرف میزنه خودتو به نشنیدن میزنی..

بعد صدات میکنه چندین بار نگاهش نمیکنی فقط بهش میگی باهاش قهری..

بلند میشه از پشت بغلت میکنه

 

 

 

 

تو چشمات نگاه میکنه..

اولش خیلی جدی اما وسطاش خندش میگیره

و میگه : تو غلط میکنی با من قهری

از لحن صداش خندت میگیره

 

 

 

همین برای خوشبخت بودن کافیه

اینکه بهت نشون میده طاقت نداره صداتو نشنوه...

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 16:15  توسط " مانی " | 

میگویند تلخ شده ام مانند آخرین قهوه ای که با هم نوشیدیم در شبی سرد زمستانی

دور..

میگویند نا مهربان شده ام مانند آخرین نگاهت

 

آخرین لحن سخنت قبل ترکم

 

می گویــــــــند سرد شـــــــــده ام مانند آخــــرینـــــ شـــــــب تابــــــــــستان که باز هم

 

بــــــی بازگشـــــــــت تو ســــــــحر شــــــــد

 

مانند دســــــتانی که دیــــــــگر با دستانـــــ گرم تو ســــــــــردی خود را نباخــــــــــتند

 

میـــــــــگویـــند راهیـــــ هســـــــــت

 

برای فراموشـــــــ کردن

 

ولی

 

من میــــــــگویم به پایـــــــــان رســــیده امـــــــ

 

مانند

 

رابـــــــــطه ی نیمه تماممان

 

مانند عشق یـــــــــک طرفه ام

 

مانند اشـــــــــکی که قبـــــــــــل از فرود ترکشـــــــــــــان کردی

 

مانند کودکـــــــــــی بی سرپناه

 

مانند آیــــــــــــنده ی من بی تو مـــــــــن به پایــــــــــــان رسیدمـــــ

 

ماننــــــــــــد دنـــــــــــیایمـــــــ ...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 13:1  توسط " مانی " | 

 

 

یه گوشه ی دنج . . .

یه نقطه . . .

یه عالمه بغض . . .

یک دنیا حرف . . .

یک دلشکسته . . .

و بی نهایت خاطره . . .

کافیست برای جوان مرگ شدن. . . 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم خرداد 1393ساعت 19:55  توسط " مانی " | 

 

اگه سالها بعد سالهاي خيلي دور بازم به يکي دلبستم...

 

دوســــتت دارم رو اصلا به زبون نميارم...

 

قربون صدقه رفتن که هيچي...

 

نگراني ام بروز نميدم...

 

وقتي حالش خوب نبود باهاش صحبت نميکنم و آرومش نميکنم...

 

بجاش ميگم برو يه دوش بگير بهتر ميشي....

 

باهاش زياد بيرون نميرم ، تا اگه جدا شديم خيابوناي شهر عذابم ندن...

 

به چشماش خير نميشم ، تا دلم گير چشماش نشن...

 

سعي ميکنم وقتي داره خودشو برام لوس ميکنه بحث رو عوض کنم ،

 

تا صداش که يادم اومد ديوونه نشم....

 

وقتي خواست قسم بخوره که تنهام نميزاره ، انگشتمو ميذارم رو لبش و

 

ميگم لازم نيس قسم بخوري ، حرمت خدا رو نشکون...

 

خلاصه اصلا بهش گير نميدم و پاپيچه کاراش نميشم...

 

انگار نه انگار...

 

من تجربه کردم...

 

شما هم باخبر باشيد...

 

تاوان دلبستن به آدما يه عمر پشيمونيه و گريه..!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت 1393ساعت 18:54  توسط " مانی " | 

 

شاید...

 

یک روز...

 

یک نفر...

 

 

یک جوری من را بخواهد که خواستنش به این راحتی ها تمام نشود !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام اردیبهشت 1393ساعت 11:47  توسط " مانی " | 


و باز منم و حسرت اينكه دوباره تنهام


و از خدا حالا مي خوام من دو بال پرواز



مي دوني چند بار گفتم كه تو مال من باش؟؟؟


بگذريم ديگه زدستم در رفته شمار دردام




تو كه مي دونستي من تكيه گاه محكمتم


بگو با من ديگه چرا آخه نوكرتم؟؟؟



من كه هر دقيقم وابسته به دقيقه تو بود


من كه حتي لباس تنم به سليقه تو بود



مني كه دست هيچكسي رو با وجودم نمي گرفتم


تو باعث شدي كه توي قلبم بميره نفرت



رسيده وقت رفتن


هرچند من از دلت خيلي وقته رفتم






برچسب‌ها: وقت رفتن, ماني, آرامش, پايان
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 10:40  توسط " مانی " | 

خدایا بیا از تنهایمان بگوییم...

 

مرا ...او...!

 

تو را چه کسی تنها گذاشت..؟؟!!!

 

 


برچسب‌ها: خدایا, حسرت, عشق, دلنوشته, مانی
+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم فروردین 1393ساعت 0:13  توسط " مانی " | 

آنقدر تنهایم که حتی ابلیس بر وسعت این تنهایی سجده میکند ...






+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم فروردین 1393ساعت 15:13  توسط " مانی " | 

بعضی اتفاق های خوب اونقدر دیر می افتن که باید رو به آسمون کرد و

گفت:

وقتش گذشت،مال خودت...



+ نوشته شده در  شنبه نهم فروردین 1393ساعت 1:40  توسط " مانی " | 


برای دیدن عکس ها دوستام میتونن رمز ورود رو درخواست کنند و با

یاداشت بهشون بدم که بتونن این پست رو مشاهده کنند...


عکسها در ادامه مطلب...





برچسب‌ها: مانی, پسر تنها, حسرت, حسرت 68, غم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 14:16  توسط " مانی " | 

هرچه میخواهد دل تنگت... ساکت !! کسی درک نخواهد کرد...








برچسب‌ها: alone, پسر تنها, پسر, حسرت, غم
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1392ساعت 13:20  توسط " مانی " | 

مرا کسی نساخت ، خدا ساخت ...

نه آن چنان که " کسی می خواست "

که من کسی نداشتم....



     Ilam Mountains on , Friday, January 20, 2012




+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1392ساعت 22:56  توسط " مانی " | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
" مانی " پسر تنها...

نوشته های پیشین
هفته اوّل آبان 1393
هفته چهارم مهر 1393
هفته سوم مهر 1393
هفته چهارم شهریور 1393
هفته سوم شهریور 1393
هفته سوم تیر 1393
هفته اوّل خرداد 1393
هفته چهارم اردیبهشت 1393
هفته سوم فروردین 1393
هفته دوم فروردین 1393
هفته دوم اسفند 1392
هفته اوّل دی 1392
هفته چهارم آذر 1392
هفته دوم آذر 1392
هفته دوم آبان 1392
هفته چهارم شهریور 1392
هفته سوم شهریور 1392
هفته دوم شهریور 1392
هفته اوّل شهریور 1392
هفته دوم مرداد 1392
هفته سوم تیر 1392
هفته دوم تیر 1392
هفته اوّل تیر 1392
هفته چهارم خرداد 1392
هفته چهارم اردیبهشت 1392
هفته اوّل اردیبهشت 1392
هفته چهارم فروردین 1392
هفته دوم فروردین 1392
هفته چهارم اسفند 1391
هفته سوم اسفند 1391
هفته دوم اسفند 1391
هفته اوّل اسفند 1391
هفته چهارم بهمن 1391
هفته سوم بهمن 1391
هفته اوّل دی 1391
هفته چهارم آذر 1391
آرشيو
آرشیو موضوعی
زندگی نامه هنرمندان
حرف دلتنگی
شعر
داستان عاشقانه
اس ام اس عاشقانه
تصاویر
سخنان بزرگان
برچسب‌ها
حسرت (4)
مانی (3)
عشق (3)
پسر تنها (3)
حسرت 68 (2)
غم (2)
تنها (2)
Alone (2)
Mani (1)
پايان (1)
پسرانه (1)
انیمه (1)
غمگین (1)
ایلام (1)
emo (1)
آرامش (1)
عاشقانه (1)
دلتنگی (1)
بغض (1)
پسر (1)
دلنوشته (1)
خدایا (1)
فانتزی (1)
سردر گم (1)
ـماني (1)
وقت رفتن (1)
عکسای فانتزی پسرانه (1)
پیوندها
گروه پارکور ایلام
گروه پارکور شینا...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

وقتی دهکده ای می سوزد دودش را همه می بینند اما وقتی قلبی می سوزد کسی شعله اش را نمی بیند...!!!